هنر ایران در حسرت نامداران | سال غمگین هجرت بزرگان تئاتر

  • کد خبر: ۴۰۰۴۴۱
  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۷
هنر ایران در حسرت نامداران | سال غمگین هجرت بزرگان تئاتر
سال ۱۴۰۴ برای تئاتر ایران سالی غمگین‌تر از سال‌های دیگر بود و هنرمندانی چشم از جهان فروبستند که در طول عمر کاری خود پیوسته به تئاتر ما اعتبار بخشیده بودند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ مرگ به عنوان اصلی‌ترین کلیدواژه در تضاد معنایی کامل با زندگی قرار دارد و با وجود گسترش علم و غلیان تکنولوژی، همچنان مرگ موضوعی‌ست که تمامی علوم در مقابل آن ناتوان و حقیرند و هنوز نمی‌شود از زندگی حرف زد و توجهی و نیم‌نگاهی به مرگ نداشت. مرگ به عنوان اصلی‌ترین مسئله فلسفی عمر انسان روی کره خاکی، همچنان موضوعی مجهول است و همین عدم ‌آگاهی و حقارت در شناخت مرگ است که زندگی را عملی درخور و غنی می‌سازد. در روزگاری که تکنولوژی بر زندگی انسان نسبتا مدرن سایه عمیقی انداخته و گویی هر لحظه از سرچشمه طبیعی خود دور و دورتر می‌شود، مرگ ادیب، هنرمند و یا شاعر موضوعی دردناک‌تر از قبل است، زیرا مرگ مولف، جهان را خالی‌تر از قبل می‌کند و انگار حضور هنرمند بر این خاک به مدد اثری که خلق می‌کند همچنان هموارکننده مسیری برای جداشدن از این جهان ماشینی‌ست، که انسان را به روزمرگی و ملال وا می‌دارد.

حتی اگر خود هنرمند با دردمندی به زیست خود ادامه دهد و آن‌طور که باید، مورد توجه قرار نگیرد، بازهم با خلق اثر، خود و دیگری را از دام ملال زندگی، می‌رهاند و این رهایی چیزی‌ است که شاید در غیر از هنر پیدا نشود. وقتی روی هنرهای مختلف دقیق شویم، درمی‌یابیم که تئاتر میراترین هنرهاست؛ در لحظه ایجاد می‌شود و سپس می‌میرد و فرایند زایش و مرگ چنان توامان با یکدیگر و به هم نزدیک است که متوجه وفات لحظه‌ها نمی‌شویم، هرچند به لطف دوربین‌ها، تئاتر نیز از لحاظ تاریخی به ثبت می‌رسد، اما تجربه‌ای که مخاطب در حین تماشا در محل اجرا کسب کرده است به‌واسطه دوربین قابلیت تکرار و بازتولید ندارد و دیگر نمی‌شود چیزی را که در حین تماشا حس و با آن همراه شده تجربه کرد؛ شاید همین عامل است که در طی سالیان دراز سبب شده است که تئاتر هیچگاه به یغمای تمام نرود. دورانی بوده است که در دل تاریخ، این هنر کمتر توان حضور در میان مردم را داشته، اما هیچوقت به پایان نرسیده یا که منقرض نشده است. در سرزمین‌ ما نیز، امروزه عده‌ای نانشان را در تئاتر از زیرسنگ به دست می‌آورند و نامشان شتابان می‌رود تا برروی سنگ بشنیند و ما به رسم هرساله دست به نگارش و تهیه گزارشی با موضوع متوفیان این حرفه می‌زنیم و پس از اتمام گزارش، متوجه می‌شویم نام‌هایی از بین ‌ما رفتند که در طول عمر هنری خود به تئاتر ما اعتبار بخشیدند و شاید تا سال‌ها جای خالی‌شان پر نشود.

در ادامه مروری داریم بر هنرمندان درگذشته تئاتر که در سال ۱۴۰۴ از میان ما رفتند.

۲۳ تیر؛ یعقوب صباحی

یعقوب صباحی از آن دسته بازیگرانی بود که در طی سالیان متعدد فعالیت، در سینما، تئاتر و تلویزیون هیچ‌وقت به کفایت مورد توجه قرار نگرفت، علاقه‌مندان به تئاتر و تئاتری‌ها یعقوب صباحی را به خوبی می‌شناختند و می‌شناسند و نقش آفرینی‌های متعدد و قابل توجه او را در آثار متعدد فراموش نمی‌کنند. صباحی تئاتر را مانند خانه خود می‌دید و هرکس که با او برخورد داشت، از حضور وی روی صحنه متعجب می‌شد، زیرا او در برخورد بسیار با وقار و آرام و روی صحنه بانشاط و پویا بود. این هنرمند در کارنامه کاری خود بیش از ۱۰۰ نقش آفرینی دارد و این تثبیت می‌کند که وی در طی سالیان ‌کاری تنها به فعالیت و بودن روی صحنه و جلوی قاب دوربین‌ها فکر می‌کرده است. این تعداد نقش آفرینی حاصل ۴۳ سال کار بی‌وقفه این هنرمند است و پس از هجرت روح، بروشورها، پوسترها و فیلم‌ها هستند که گواهان خوبی برای این تلاش خواهند بود.

از جمله آثار نمایشی که این عضو گروه تئاتری «شایا» در آن حضور پیدا کرده است، می‌توان به «سقراط»، «ترور»، «طوفان»، «فاوست»، «باغ آلبالو»، «مکبث»، «ریچارد»، «توفان»، «شوایک سرباز ساده دل»، «رویاهای رام نشده»، «کالون و قیام کاستیلون»، «توقف اتانازی»، «درخشش در ساعت مقرر»، «خروس می‌خواند»، «تالاب هشیلان»، «فریز مکبث فریز»، «حق با مردم بود»، «عدم» و ... اشاره کرد.
همچنین بازی در سریال‌هایی چون «حجربن عدی»، «یغمای باشکوه خورشید»، «مهمان کشی» و در شبکه نمایش خانگی سریال «جان سخت» در کارنامه کارهای تصویر وی دیده می‌شود.

سرانجام این هنرمند، در ۲۳ تیر ۱۴۰۴ پس از حضور ۴ روزه در کما، در سن ۶۴ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.

۱۰ آبان؛ مژده دایی

قطعا مرگ هر هنرمندی که در طول عمر خود تاثیرگذار بوده، دردناک است و این درد زمانی بیشتر می‌شود که هنرمندی جوان به دام مرگ می‌افتد. اگر روی تقویم وفات هنرمندان سالی که گذشت دقیق شویم، به اسمی برمی‌خوریم به نام مژده دایی که مرگ زودرسش، سرهای اهالی تئاتر و سینما را به طرف این بازیگر جوان برگرداند. کتاب زندگی مژده دایی ۳۸ برگ بیشتر نداشت و اجل در سنین جوانی به سراغ او آمد و باعث شد که این چهره کوشا نتواند مسیر پیش گرفته هنری خود را ادامه دهد.

دایی دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه تهران بود و در میان هنرمندان همکار، به عنوان چهره‌ای جوان، کوشا و فعال شناخته می‌شد. دایی در طول فعالیت هنری خود در آثار متعددی از جمله نمایش‌های «در اعماق» به کارگردانی سمیرا مهدوی‌شکیبا، «هرکس با تنهایی‌اش» به کارگردانی مهدی احمدپناه، «آشپزخانه» به کارگردانی محمدحسن معجونی، «ماجرای مترانپاژ» به کارگردانی محمدحسن معجونی، «چیزهای سرد» به کارگردانی رامین اکبری، «می‌خواستم اسب باشم» به کارگردانی عباس غفاری، «روی موج یکشنبه‌ها» به کارگردانی مازیار سیدی و فیلم و سریال‌های متعدد از جمله سریال «جزیره»، فیلم کوتاه «اختیار»، فیلم کوتاه «شافل»، فیلم کوتاه «کبود»، فیلم کوتاه «شی»، فیلم کوتاه «اعلامیه»، فیلم «عصب کشی» و ... حضور داشت و با گروه‌های مختلف تئاتری همکاری کرد.

۲ آذر؛ هادی مرزبان

شاید در میان اهالی تئاتر کمتر کسی باشد که در درام‌نویسی ایران اکبر رادی را نشناسد و نداند که وی خالق «خانمچه و مهتابی»، «شب روی سنگفرش خیس» و ... است و در کنار نام این نمایشنامه‌نویس نام کارگردانی را که تعداد زیادی از آثار رادی را به صحنه برده است، نداند. مرزبان شاید مطرح‌ترین کارگردانی باشد که تعداد بسیاری از آثار رادی را به صحنه برده است. شاید اصلی‌ترین دلیل و علاقه‌مندی مرزبان به آثار رادی، علاقه او به رئالیسم بود که باعث می‌شد در انتخاب متن از آثار رادی برای کارگردانی برگزیند.

«لبخند باشکوه آقای گیل»، «پلکان»، «باغ شب نمای‌ما»، «هاملت با سالاد فصل»، «تانگوی تخم مرغ داغ» و ... از جمله آثاری است که مرزبان از رادی به صحنه برد. مرزبان دانش‌آموخته رشته بازیگری و کارگردانی از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۲ است و فعالیت خود در تئاتر را از سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. وی همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد طراحی و کارگردانی تئاتر از دانشگاه برونل لندن در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) بود.

از دیگر آثاری که این کارگردان تئاتر به صحنه برده است، می‌توان به «خاطرات هنرپیشه نقش دوم» و «دکتر نون زنش را از مصدق بیشتر دوست دارد» اشاره کرد. شایسته توجه است که این هنرمند فقید، علاوه بر کارگردانی آثار نمایشی متعدد، در بازیگری در عرصه تصویر نیز سابقه حضور دارد. بازی در آثاری از جمله «بچه‌های ابدی»، «زیر سقف دودی» و «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» در کارنامه این هنرمند دیده می‌شود.

سرانجام هادی مرزبان در ۲ آذر ۱۴۰۴ در ۸۱ سالگی به علت بیماری کره خاکی را برای همیشه ترک کرد.

۵ دی؛ بهرام بیضایی

بی‌شک نمی‌شود از تئاتر ایران صحبت کرد و از بیضایی نام نبرد، به جرئت او از مهم‌ترین چهره‌های تئاتری ۱۰۰ سال اخیر تئاتر ماست. شاید بیضایی را به عنوان تنها چهره‌ای در تاریخ ادبیات نمایشی ایران بتوانیم نام ببریم که با بهره‌گیری از نمایش ایرانی، دست به تولید و ارائه شیوه‌هایی متنی و اجرایی بر همین مبنا زد و کوشید که از دل آئین‌ها و اساطیر ایرانی، شیوه‌های نمایشی تازه‌ای پدید آورد و شاید دین اساسی او بر گردن تئاتر ایران به همین دلیل است. در شرایطی که عامه درام‌نویسان و کارگردانان‌ ما در تئاتر ایران به دنبال سنجیدن روش‌ها و متودهای مختلف اجرایی در دل تئاتر غرب هستند، بیضایی از ژرفای مشرق زمین و خاک ایران، تئاتر استخراج کرد، در اینکه تاریخ تئاتر ما از حیث تولید و ارائه شیوه‌های اجرایی، چندان غنی نیست، شکی نیست، اما بی‌شک اگر بیضایی نبود، این فقر بیش از پیش بر تئاتر ما مستولی شده بود.

موضوع دیگری که در جهان بیضایی منحصربه‌فرد است نثر اوست؛ بیضایی در نثر و تاریخ منثور، هنرمندی مطرح است. در دیالوگ، خلق اتمسفر و انتخاب موقعیت در درام‌نویسی به غایت توانمند است و شاید در برخورد با آثار او این گمان به خواننده غالب شود که بیش از یک نمایشنامه در حال خوانش داستانی جذاب است. بیضایی مدام و پی‌درپی می‌کوشد که زبانی و قالبی برای خود بسازد که امتداددهنده مسیر نثر فارسی باشد و بهره‌گیری او از کتبی مانند شاهنامه باعث می‌شود که مخاطب در حین قرائت بیضایی با نثری مواجه شود که به هیج‌وجه ساده و دم‌دستی نیست و عموما نثری مرکب است. وی با خلق آثار متعدد، زبان‌ها و لحن‌های مختلفی را مورد آزمایش قرار می‌دهد.

نکته‌ای که لازم به ذکر است این است که بیضایی پیوسته می‌کوشد که با آثار مختلف خود لحن‌های مختلفی بسازد و چیزی به تاریخ درام‌نویسی ایرانی که از داشتن لحن‌های متکثر، پیوسته محروم بوده است، اضافه کند و باید پذیرفت که او در حد قابل توجهی در این موضوع موفق بوده است. این هنرمند که به گفته خودش در طول عمر خود غیر از هنر به هیچ اقدام دیگری مشغول نبوده است، سرانجام در روز تولد ۸۷ سالگی‌اش یعنی ۵ دی در جایی دور از وطن و دور از خانه‌ای که پیوسته برای آن نوشته بود، درگذشت و غربت تا ابد برای او و حسرت دیدار برای ما ادامه دارد؛ وقتی امکان تدفین در خاکی که به غایت و با تمام وجود دوستش می‌داشت، میسر نشد.

شاید بد نباشد که بحث بیضایی با شاهنامه با پایان برسد، شاهنامه‌ای که عمری در آن زیست. به قول فردوسی «اگر مرگ داد است، بیداد چیست». «ندبه»، «طومار شیخ شرزین»، «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش رخشید فرزین»، «مرگ یزدگرد»، «افرا یا روز می‌گذرد»؛ «سه‌برخوانی: اژدهاک، آرش و کارنامه بندار بیدخش»، «مجلس قربانی سنمار»، «فتح‌نامه کلات»، «چهارصندوق»، «زندگی مطبوعاتی آقای اسراری» از جمله نمایشنامه‌های این نویسنده است که تعدادی از این آثار در سال‌های فعالیت وی در ایران توسط خودش به صحنه رفت. همچنین «سگ کشی»، «وقتی همه خوابیم»، «رگبار»، «غریبه و مه»، «حقایقی درباره لیلا دختر ادریس»، «عیارنامه»، «مسافران»، «باشو غریبه کوچک»، «شاید وقتی دیگر»، «روز واقعه»‌ تعدادی از فیلمنامه‌های این هنرمند هستند که تعدادی از آنها توسط خود بیضایی تبدیل به فیلم شد.

سعید اویسی، مهدی پورآذری دیزجی، غلامحسین بارونی، اصغر شریعتی، محمد تجدد، مهدی ثانی، پرویز سنگ‌سهیل، شهباز عباسی، علیرضا مددی، عصمت نوریان، سارا رزاق‌مرندی، کیوان کاوند، بتثابه نعیمایی، ایرج صغیری، مه‌نیا محمودی، حسین باغیاری، نصرالله عبادی، احمد قهرمانی، ابوالحسن عاشوری، سید سیامک موسوی اسدزاده، علی‌اکبر قدوسیان، حیدر رضایی، کمال‌الدین شفیعی، طناز حقیقی، سیدضیا مدیرطاهری، حسین جویره، علی حریری، جعفر ذهنی، بهرام صادقی‌مزیدی، محمد حبیبیان و ... از جمله دیگر فعالان تئاتری بودند که در سال ۱۴۰۴ صحنه زندگی را برای همیشه ترک کردند.

عنایت بخشی، رضا رویگری، سعید پیردوست، شیرین یزدان‌بخش، حمید طالقانی، زویا امامی، مسعود رشیدی، محمد کاسبی، مهرداد فلاحتگر، علی بهرامی‌فر، رحیم عزت‌بقایی، جمال اجلالی، طناز شهسوارحقیقی‌، همایون ارشادی، مسعود ردایی و ... نیر از جمله هنرمندانی بودند که بسیاری از آنها در عرصه‌های دیگر هنر به جز تئاتر نیز فعالیت داشتند که در گزارش‌های مخصوص به حوزه مورد نظر، به آنها خواهیم پرداخت.

منبع: مهر
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.